مبانی نظری سواد مالی،سواد اقتصادی، سواد تجاری،عملکرد حرفه ای
توضیحات: فصل دوم تحقیق کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)
همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو تحقیق
توضیحات نظری کامل در مورد متغیر
رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب
منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)
نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc
قسمتی از متن مبانی نظری
فصل دوم مبانی نظری و پیشینه تحقیق 13
2-1- مقدمه 14
2-2- بخش اول : ادبیات تحقیق 15
2-2-1- سواد مالی 15
2-2-1-1- تعریف سواد مالی 15
2-2-1-2- تاریخچه سواد مالی 16
2-2-1-3- رویکرد های ارتقا سواد مالی 17
2-2-1-4- ضرورت های سواد مالی 19
2-2-1-5- جهت گیری در سواد مالی 19
2-2-2- سواد اقتصادی 23
2-2-2-1- تعریف و مفهوم سواد اقتصادی 23
2-2-2-2- ضرورت سواد اقتصادی 25
2-2-3- سواد تجاری 26
2-2-3-1- تعریف و مفهوم سواد تجاری 26
2-2-3-2- ضرورت استفاده ازسواد تجاری در سازمانها 27
2-2-3-3- اجزا و مهارت های لازم برای ارتقای هوشمندی کسب و کار 29
2-2-3-4- اهمیت استراتژیک سواد تجاری در تصمیمات سازمان 31
2-2-3-5- تکنیکهای تسهیل تصمیم گیری سواد تجاری 32
2-2-3-6- عوامل موثر برسواد تجاری سازمان 33
2-2-4- عملکرد حرفه ای 34
2-2-4-1-عملكرد چیست؟ 34
2-2-5- موفقیت شغلی 38
2-2-5-1- موفقیت واقعی چیست؟ 39
2-2-5-2- چهار كلید موفقیت شغلی 41
2-3 - بخش دوم : تاریخچه و سابقه موضوع تحقیق (پیشینه تحقیق) 45
2-3-1 الف )پیشینه تحقیق در سطح ملی: 45
2-3-2 ب ) پیشینه پژوهش در سطح بین المللی: 46
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه تحقیق
2-1- مقدمه
مدیران، مسئول تامین و تضمین بهرهوری و کارآیی از منابع و امکانات سازمان های خود بوده و بهبود مستمر وضعیت این سازمان ها، حاصل موفقیت آنها است.( آنالویی، 1999 ،24).با این حال، کارایی و موفقیت مدیریتی نباید منحصرًابراساس قابلیت صلاحیت انجام وظایف مرتبط با وجوه گوناگون شغلی یا حتی، طبق استدلال برخی صاحب نظران علم مدیریت منحصرًابا اتکا به افراد مرتبط با وجوه شغلی مدنظر قرار گیرد؛ بلکه همچنین باید به منزله ی امری مرتبط با آموزش، پیشرفت شخصی خودشکوفایی مدیران نگریسته شود.
در دهه ی اخیر مسئله توسعه از طریق گرایش به نیروهای بازار و كاستن از دخالت ها و كمك دولت موجب گردیده است تا نقش مدیران در این پهنه ، بیش از پیش محسوس گردد. اندیشمندی به نام لردبائر عامل مهم در عدم توسعه ی كشور های جهان سوم را همانا نبود قابلیت های مدیریت و ابتكار اقتصادی قلمداد می كنند(الوانی ، 1378 ،358)
آنچه ذهن اندیشمندان اقتصادی را همواره به خود مشغول كرده، این است كه عامل ایجادكننده ی ثروت و یا ارزش افزوده در جامعه چه كسی یا چه چیزی می باشد ؟ این اندیشمندان به همرا ه صاحب نظران مدیریت و جامعه شناسی، دغدغه ی دیگری نیز دارند و آن این است كه در بین موفقیت های كشورهای پیشرفته چه نیرویی نهفته است و علت عقب ماندگی دیگر كشورها نسبت به اینان چیست؟
در سال های اخیر، بسیاری از كشورها شاهد ركود اقتصادی، نرخ بالای بیكاری و نوسانات شدید در چرخه های بین المللی بوده اند و از طرف دیگر پدیده ی جهانی شدن، افزایش رقابت، توسعه ی فن آوری اطلاعات، توجه به كیفیت كالا ها و خدمات، مشتری مداری و نیاز به خلاقیت و نوآوری و مواردی از این قبیل ، اقتصاد كشورها را با چالشی جدی مواجه ساخته است . این وضعیت باعث افزایش توجه سیاست گذاران و تصمیم گیرندگان سیاسی به نقش بالقوه مدیران به عنوان تنها راه حل كاهش نرخ بیكاری و دستیابی به رفاه اقتصادی و اجتماعی شده است. به همین خاطر در چند سال اخیر تحقیقات و مطالعات بسیار زیاد و گستردهای در زمینه ی رابطه بین سواد بازرگانی و موفقیت مدیران انجام شده است (مقیمی، 84 ، 8 ). در این فصل به مطالعه مبانی نظری و پیشینه تحقیق در حوزه سواد مالی ، سواد اقتصادی و سواد تجاری و موفقیت مدیران پرداخته شده است .
2-2- بخش اول : ادبیات تحقیق
2-2-1- سواد مالی
2-2-1-1- تعریف سواد مالی
سواد مالی را در اختیار داشتن دانش و درک از مسائل مالی تعریف نموده اند . سواد مالی است عمدتا در ارتباط با مسائل مالی شخصی استفاده می شود. سواد مالی اغلب مستلزم دانش درباره درستی تصمیم گیری های مربوط به امور مالی شخصی ویژه ای مانند املاک و مستغلات، بیمه، سرمایه گذاری، صرفه جویی (به خصوص برای دانشگاه)، برنامه ریزی مالیاتی و بازنشستگی می باشد . برخی صاحب نظران آن را شامل دانش صمیمی از مفاهیم مالی مانند ترکیب علاقه، برنامه ریزی مالی، مکانیزم های استفاده از کارت های اعتباری ، روش صرفه جویی سودمند، حقوق مصرف کننده، ارزش زمانی پول، و غیره دانسته اند .
تعریف استاندارد سواد مالی عبارت است از «داشتن دانش، مهارت، و اعتماد به نفس برای اتخاذ تصمیمات مالیِ سخت». محیط نهادی نیز نقش مهمی در تصمیمگیریهای مالی دارد و بر انتخابها، و کمیت و کیفیت اطلاعات و محرکهای مرتبط تاثیر بسیار دارد. سواد مالی، مورد توجه روزافزون دولتها و سایر خطمشیگذاران دولتی است. پژوهشهای انجامشده در کشورهای OECD نشان میدهند که سواد مالیِ افراد و خانوارها، قطعنظر از میزان درآمد و تحصیلات، بسیار پایین است، اما در میان گروههای کمدرآمد و با تحصیلات پایین، میزان آن، بسیار کمتر است. به نظر میرسد حتی مالکان سهام و معاملهگران داراییهای مالی نیز در پی ارتقای سطح سواد مالی خود نیستند.
اکثر افراد بهدشواری پاسخی برای پرسش از بهرهی مرکب، تورم، یا تنوع ریسک دارند و شناخت زیادی از بودجهریزی و برنامههای صرفهجویی و اطلاعات عمومی مالی ندارند. به نظر میرسد شکاف عمیق در سواد مالی در کانادا، آمریکا، بریتانیا، استرالیا، نیوزلند، کره، و هلند موجب نگرانی زیادی شده، حال این که پیچیدگی محصولات و خدمات مالی در بازار این کشورها رو به رشد است، و اهمیت تصمیمگیری مالی توسط افراد و جامعه در مقیاس بزرگتر رو به افزایش دارد. موضوع سواد مالی، مسالهی نقش بالقوهای را که آموزش، اطلاعات کیفی، و محرکهای بهبود تصمیمات را پیش میکشد. میتوان گفت افراد بدون داشتن آموزش کافی، مجموعهی اطلاعات، و انگیزه نمیتوانند بهترین تصمیمات را اتخاذ کنند. برای ارتقای سواد مالی، آموزش مالی باید آموزندهتر باشد و به نحوهی اتخاذ تصمیمات کارآمد در مورد موضوعات مالی، مانند نقش حقوق، استفاده از کارتهای اعتباری، بودجهریزی خانوارها، وامها، و سرمایهگذاری در بازار سهام بپردازند. بهبود اطلاعات متناسب و تمرکز بر کیفیت (و صحت)، امکان استفادهی موثر از آموزش مالی را میسر میکند. آموزش مالی و اطلاعات کیفی در ترکیب با هم، اجزای کلیدی سواد مالیِ موثر هستند (لوساردی و میشل، 2007 ،14).