امروز: یکشنبه 23 مرداد 1401
مبانی نظری سرمایه فکری،سنجش سرمایه فکری،فرایند سلسه مراتبی
دسته بندی علوم انسانی
بازدید ها 647
فرمت فایل docx
حجم فایل 213 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 62
36,000 تومان
مبانی نظری سرمایه فکری،سنجش سرمایه فکری،فرایند سلسه مراتبی

مبانی نظری سرمایه فکری،سنجش سرمایه فکری،فرایند سلسه مراتبی


توضیحات: فصل دوم تحقیق کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو تحقیق

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

قسمتی از متن مبانی نظری

 

فصل دوم: ادبیات نظری و پیشینه تحقیق

2-1- ادبیات نظری سرمایه فكری 11

2-2- مروری بر چشم انداز تاریخی سرمایه فكری 13

2-3- تعریف سرمایه فكری 15

2-4- انواع طبقه بندی اجزای سرمایه فكری 17

2-5- شباهت ها 29

2-5-1- سرمایه انسانی 29

2-5-2- سرمایه ساختاری (سازمانی) 31

2-5-3- سرمایه ارتباطی (مشتری)‌ 32

2-6- سنجش سرمایه فكری 33

2-6-1- دلایل سنجش سرمایه فكری 33

2-6-2- شاخص های متداول برای اندازه گیری سرمایه فكری 35

2-6-3- منافع و مزایای اندازه گیری سرمایه فكری 42

2-6-4- مدل ها و روش های اندازه گیری سرمایه فكری 44

2-6-4-1- مدل های سنجش غیرمالی سرمایه فكری 45

2-6-4-2- نمونه هایی از مدل های سنجش مالی سرمایه فكری 49

2-7- فرآیند تحلیل سلسله مراتبی 51

2-7-1- انواع حالتهای تصمیم گیری 52

2-7-2- اصول فرآیند تحلیل سلسه مراتبی 54

2-7-3- مزایای فرآیند سلسله مراتبی 54

2-7-4- خصوصیات فرآیند تحلیل سلسله مراتبی 56

2-7-5- محدودیت های فرآیند تحلیل سلسله مراتبی 56

2-7-6- ساخت درخت سلسله مراتبی با استفاده از تکنیک تاپسیس فازی 58

2-7-7- حل مسائل از طریق تكنیك سلسله مراتب 58

2-8- مروری بر پیشینه تحقیق 61

2-8-1- تحقیقات خارجی 61

2-8-2- تحقیقات داخلی 65

 

 

 

 

2-1- ادبیات نظری سرمایه فكری

پیتر دراكر[1] (1993) اندیشمند معروف مدیریت می گوید: ما در حال وارد شدن به یك جامعه دانش محور هستیم كه در آن منابع اصلی اقتصاد، دیگر سرمایه بیشتر، منابع طبیعی و نیروی كار بیشتر و ... نیست و مهمترین منبع اصلی اقتصاد، دانش است. قرن بیست و یكم قرن اقتصاد دانشی است. قبل از اقتصاد دانش محور، اقتصاد صنعتی حاكم بوده است. در این اقتصاد عوامل تولید ثروت اقتصادی، یكسری دارایی های فیزیكی و مشهود مانند زمین، نیروی كار و پول و ماشین آلات و ... بوده و از تركیب این عوامل اقتصادی، ثروت تولید می شد. در این اقتصاد استفاده از دانش، به عنوان یك عامل تولید، نقش كمتری داشته اما در اقتصاد دانش محور، دانش یا سرمایه فكری[2] به عنوان یك عامل تولید ثروت در مقایسه با سایر دارایی های مشهود و فیزیكی، ارجحیت بیشتری پیدا می كند (بونتیس[3]، 1998). در این اقتصاد، دارایی های فكری و بخصوص سرمایه های انسانی جزء مهم ترین دارایی های سازمانی محسوب می شوند و موفقیت بالقوه سازمان ها ریشه در قابلیت های فكری آنها دارد تا دارایی های مشهود آنها (فلام هلتز [4] ، 2002). با رشد اقتصاد دانش محور بطور قابل ملاحظه ای شاهد این موضوع هستیم كه دارایی های نامشهود[5] شركت ها در مقایسه با سایر دارایی های مشهود، عامل مهمی در حفظ و تحقق مزیت رقابتی پایدار آنها می باشند (تایلز[6]، 2002).

گلدفینگر[7] (1994)، اقتصاد دانش محور را از سه بعد بررسی می كند:

بعد اول: تقاضایی برای مصنوعات نامشهود وجود دارد. (خدمات)

بعد دوم: دارایی های نامشهود بر عوامل تولید مسلط می شوند یعنی بیشتر عوامل تولید، از دارایی های نامشهود هستند و به عبارت دیگر دارایی های نامشهود در بین عوامل تولید، نقش بارزتر و بیشتری را ایفاء می كند.

بعد سوم: قوانین جدیدی برای سازمان تجاری، رقابت، ارزشگذاری ظهور می كند.

در نتیجه محیط كسب و كار بطور شگفت انگیزی تغییر می كند. در كسب و كار و اقتصاد قرن 21، بر روی اطلاعات، فناوری اطلاعات، تجارت الكترونیك، نرم افزارها و مارك ها و حق اختراع ها، تحقیقات، نوآوری ها و ... سرمایه گذاری می شود كه همگی جزیی از دارایی های نامشهود و سرمایه های فكری و دانشی هستند تا جزو دارایی های مشهود (سیتارامان، 2002). در پارادایم صنعتی قدیم، شركت ها تحت اصول اقتصاد كمیابی عمل می كردند. اقتصاد كمیابی بدین معناست كه منابع و دارایی های تحت سلطه و كنترل شركت ها، محدود و كمیاب هستند و استفاده بیشتر از آنها، از ارزش آنها می كاهد.

ولی در عصر اقتصاد اطلاعاتی و دانشی، این اصول صدق نمی كند. شركت ها در اقتصاد دانشی تحت اصول اقتصاد فراوانی عمل می كنند. اقتصاد فراوانی بدین معناست كه منابع و دارایی ها در اختیار شركت به میزان فراوانی وجود دارد. این نوع دارایی ها از نوع نامشهود هستند و بیشتر در افراد وجود دارند كه ما به آنها دسترسی داریم. مثالی از موضوع فراوانی این نوع دارایی ها در اقتصاد دانش محور، فراوانی اطلاعات در اینترنت است (سالیوان، 2002). بطور خلاصه در اقتصاد دانش محور، مهمترین دارایی ها و عوامل تولید شركت ها، نامشهود هستند كه استفاده از آنها نه تنها از ارزش آنها نمی كاهد بلكه به ارزش آنها می افزاید. این نوع دارایی های نامشهود شامل دانش، سرمایه فكری و ... هستند ولی در اقتصاد صنعتی مهمترین عوامل تولید، دارایی های مشهود و فیزیكی هستند كه استفاده از آنها، از ارزش آنها می كاهد و این داریی ها شامل زمین، ماشین آلات و سرمایه های پولی و غیره است.

در این فصل در بخش اول ابتدا مروری بر چشم انداز تاریخی سرمایه فكری خواهد شد و سپس تعریف سرمایه فكری توسط پژوهشگران گوناگون ارائه می گردد. سپس انواع طبقه بندی های اجزای سرمایه فكری، مطالبی در خصوص سنجش سرمایه فكری و گزارش دهی سرمایه فكری ارائه خواهد شد و در ادامه با بیان مختصری از مفهوم تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی، زمینه را برای اولویت بندی های فاكتورهای مهم در ارزیابی شاخص های سرمایه فكری فراهم خواهیم نمود. در ادامه به بیان مختصری از تحقیقات انجام شده در این زمینه پرداخته می شود.

 


- سنجش سرمایه فكری

2-6-1- دلایل سنجش سرمایه فكری

بسیاری از پژوهشگران معتقدند كه رشد ارزش شركت ها بیش از رشد ارزش دفتری شان می باشد در حقیقت گزارشگری مالی سنتی نمی تواند ارزش واقعی شركت را محاسبه نماید و فقط به اندازه گیری ترازنامه مالی كوتاه مدت و دارایی های ملموس اكتفا می كند (یانگ[1]، 2006).

سازمان ها بنا بر ایده (اندرسون، 2004) به چهار دسته از دلایل ممكن است سرمایه های فكری خود را مورد سنجش قرار دهند كه عبارتند از:

  • · بهبود مدیریت داخلی
  • · بهبود گزارش­دهی به خارج سازمان
  • · مبادلات این سرمایه
  • · دلایل قانونی بهبود حسابداری

در این میان شكاف بین ارزش بازار سازمان و ارزش خالص دارایی های مشهود كه در واقع سهام ناشی از دارایی های نامشهود تلقی می شود روز به روز بیشتر توجه سرمایه گذاران را جلب می نماید. زمانی كه این شكاف كوچك باشد بازگشت سرمایه از طریق درآمد سازمان یا دست كم دارایی های مشهود آن به شكل منطقی قابل پیش بینی خواهد بود. اما دارایی های به شكل دانش و نشان تجاری، بسیار بیشتر در معرض تهدید قرار دارند و تحقق آنها دشوارتر است. ولی به هر حال سرمایه گذاران جهت درك بهتر وضعیت سازمان به شاخص هایی نیاز دارند كه قابل اطمینان باشند.

اگرچه، روش های سنتی حسابداری به طور قابل ملاحظه ای به درك ارزش كسب و كار كمك می كنند، با این وجود در یك سازمان دانش محور، كه در آن دانش بخش بزرگی از ارزش یك محصول و همچنین ثروت یك سازمان را تشكیل می دهد، روش های سنتی حسابداری كه مبتنی بر دارایی های ملموس و نیز اطلاعات مربوط به عملیات گذشته سازمان هستند، برای ارزشگذاری سرمایه فكری، كه بزرگترین و ارزشمندترین دارایی برای بسیاری از سازمان ها است، ناكافی هستند (سالیوان، 2000). دیدگاه اندازه گیری سرمایه فكری بر چگونگی ایجاد مكانیزم های اندازه گیری جدید برای گزارش دهی متغیرهای غیرمالی یا كیفی سرمایه فكری در كنار داده های سنتی، كمّی یا مالی تمركز دارد (جوهانسون، 1999).


- فرآیند تحلیل سلسله مراتبی

تصمیم گیری از مهمترین مشخصه های انسانی است و هر فرد در طول شبانه روز تصمیم های فراوانی اتخاذ می كند. از آنجایی كه اتخاذ تصمیم صحیح و به موقع می تواند تأثیر بسزایی در زندگی شخصی و اجتماعی انسانها داشته باشد ضرورت وجود یك تكنیك قوی كه بتواند انسان را در این زمینه یاری كند كاملاً محسوس می باشد.

یكی از كارآمدترین این تكنیك ها، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی است كه اولین بار توسط توماس آل ساعتی در سال 1970 مطرح شد. این تكنیك كه براساس مقایسه های زوجی بنا نهاده شده امكان بررسی سناریوهای مختلفی را به تصمیم گیران می دهد. به علت ماهیت ساده و در عین حال جامعی كه دارد در سالهای اخیر مورد استقبال فراوان قرار گرفته است. بعبارت دیگر فرایند سلسله مراتبی تحلیل یك تكنیك تصمیم گیری چند معیاره است كه برای ارزیابی كلی آلترناتیوهای مختلف، عوامل كمّی وكیفی را با هم تركیب می نماید (رهنمای رود پشتی، 1387). روش فرآیند تحلیلی سلسله مراتبی از اصول اساسی تفكر تحلیلی زیر تبعیت می كند:

  • اصل ترسیم درخت سلسله مراتب
  • اصل تدوین و تعیین اولویت ها
  • اصل سازگاری منطقی قضاوت ها

تحلیل سلسله مراتبی یك تصمیم گروهی است. همان گونه كه می دانیم در تصمیم گیریهای گروهی، تصمیم نهایی به لحاظ تئوریك زائیده یك اجماع كلی بین گروه تصمیم سازی می باشد. این اجماع را به لحاظ ریاضی می توان یك تلفیق كمّی بین داده های مسأله توسط فرد فرد گروه تلقی نمود. همانگونه كه در حوزه مسائل روان شناختی، جامعه شناختی، منطق و ... در حوزه تئوری تصمیم گیری گروهی تحقیقات متنوع گوناگونی صورت گرفته، در حوزه ریاضیات و مدلهای كمّی نیز روشهای متعدد و متنوعی وجود دارد. تصمیم گیری براساس روش تحلیل سلسله مراتبی از مزیت های بسیاری برخوردار است كه از جمله آنها می توان به الگوی واحد قابل فهم، تكرار فرآیند، اجماع و تلفیق قضاوت ها، بد و بستان بین عوامل تشكیل دهنده گزینه ها، تركیب مطلوبیت گزینه ها، رویكرد تحلیلی و سیستمی، عدم اصرار بر تفكر خطی، ساختار سلسله مراتبی و اندازه گیری موارد نامشهود اشاره كرد.


فایل های مرتبط ( 24 عدد انتخاب شده )

بالا